ابراهيم عاملي ( موثق )

172

تفسير عاملي ( فارسي )

بامر خدا ختنه كرد . ابو الفتوح نوشته : بعضى ديگر گفتند : آن است كه او را امتحان كرد بچيزها در نفس و فرزند و مال و دل . مال بمهمان داد و فرزند بفرمان داد و تن بنيران داد و دل بخداى رحمان داد . و در بعضى قراءات ابراهيم را مرفوع و رب را منصوب خوانده‌اند يعنى ابراهيم از خدا خواست و خدا هم آنها را تمام كرد و به آخر رساند و اجابت كرد . در بيان السعاده : مطلبى . دارد كه نتيجه‌اش اينست : مقصود از كلمات مراتب وجود نفسانى و اجتماعى انسان است و مقصود از ابتلاى به آنها عرضه‌ى آنها است بر شخص سالك به اين طريق كه او را متوجّه كنند به اين كه علاوه‌ى بر محسوساتش عوالم و حقايق ديگرى هم يافت مىشود و چون در اطراف آن انديشه كرد براى او علم مىشود و البتّه بتدريج در او شوق بيشتر شده و در اطراف علم خود بيشتر فكر مىكند و آنچه راه عمل بنظرش برسد عمل مىكند و چون اطراف آن معلوم انديشه و غور بيشتر مىكند آن معلوم وجدانى مىشود و باز هر چه در آن مطلب وجدانى خود انديشه و غور كند آن وجدانى مشهود مىشود و باز در اطراف آن مشهود دور مىزند و فكر مىكند و عمل مىكند تا خود را متّصل به آن مىيابد كه حال وصول سالك الى اللَّه باشد . سخن ما : براى مردم آن روز كه روى سخن با آنها بوده است اين است كه پس از آنكه با بنى اسرائيل از گذشته و رفتارشان يادآورى شد بيك شخصيّت بزرگ و پدر نسل يهود و عرب متوجّه‌شان مىكند كه : مايه‌ى شرافت و افتخارات شما كسى است كه در مقام فرمان بردارى خدا تسليم بود و در آزمايش و ماموريّت كمال كوشش را كرد تا بمقام پيشوائى رسيد و نسبت بنسل خود كه شما باشيد مقام و منزلت تقاضا كرد ولى به او گفته شد كه ستمكاران در پيشگاه خداوند اعتبار ندارند . پس شما اگر ستمكار باشيد و بد رفتار مقام و منزلتى نخواهيد داشت و احترامات و شرافت گذشتگان خود را وقتى به ارث مىبريد كه فرمان بردار باشيد .